دانلوددانلود فیلم

سریال هیولا مهران مدیری | دانلود سریال هیولا به صورت یکجا

این مطلب با آمدن هر قسمت از سریال هیولا آپدیت می شود

 

معرفی سریال هیولا

سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری با تهیه کنندگی سید مصطفی احمدی و مهران مدیری و با نویسندگی امیر برادران به شبکه نمایش خانگی آمده است.

طراحی و سرپرستی این سریال را پیمان قاسم خانی برعهده دارد.

فیلمبرداری سریال هیولا از ۱۷ آذر ۱۳۹۷ آغاز گردید. و پخش آن از تاریخ ۹ اردیبهشت ۹۸ و به صورت هفتگی (هر دوشنبه) انجام می شود.

 

بازیگران سریال هیولا

فرهاد اصلانی ، مهران مدیری ، گوهر خیراندیش ، شبنم مقدمی ، شیلا خداداد ، محمد بحرانی ، سیما تیرانداز ، میرطاهر مظلومی ، افشین زی نوری ، نما شعبان نژاد ، چنگیز جلیلوند ، رضا کریمی و…

خلاصه داستان

داستان در چند دوره زمانی مختلف از زمان قاجار تا به امروز روایت می شود.

داستان خانواده شرافت داستان خانواده ای است که از زمان احمد شاه تا به امروز تلاش می کنند که شریف باشند و با شرافت زندگی کنند. درست مثل نام خانوادگی شان.

هوشنگ از یک معلم ساده است که بسیار زیاد روی شرافت خود و اجدادش حساس است و یک فرد با محافظه کار و قانع ای است که البته قناعتش فقط بخاطر این است که شرافتش زیر سوال نرود.

حتی آنقدر قانع است که در صورت نیاز دست به کارهایی که او و شرافتش را زیر سوال ببرید انجام نمی دهد.

مثلا خانه باغ ۱۰ هزار متری شان در پامنار تبدیل شده به آپارتمان ۱۰۰ متری در همان پامنار.

اما یک روز در مدرسه برای هوشنگ شرافت داستان عجیب و جالبی رخ می دهد که بر زندگی او تاثیر می گذارد.

این اتفاق اول با مخالفت او همراه است اما پس از مدتی زیر زبانش مزه می کند و مسیر زندگی خانواده شرافت به کل تغییر می کند.

از این رو به شکل غیر منتظره ای صاحب ثروت و یک زندگی ایده آل باد آورده می شود و به طور کلی از شخصیت قبلی خودش فاصله می گیرد.

ماجرای سریال هیولا

هوشنگ معلم ساده و با شرافتی که به زندگی خود قانع است و چشمداشت زیادی به مال دنیا ندارد

اما ناخواسته در مسیری قرار می‌گیرد که زندگی اش تغییر می کند و وارد جریان اختلاس و کلاهبرداری می‌شود.

او به شکل غیرمنتظره‌ای صاحب مال و منال و ثروت بادآورده‌ای شده

و از شخصیت قبلی خود فاصله می‌گیرد. داستان در چند دوره زمانی از قاجار تا به امروز روایت می‌شود.

موضوع سریال هیولا درباره خانواده ای است که از زمان احمدشاه تا حالا می خواهند شریف باشند و شریف بمانند.

درست مثل نام خانوادگی شان و اسم کوچه ای که در آن زندگی می کنند: «شرافت».

اما انگار شریف ماندن این روزها خیلی سخت شده است.

نه تنها به دلیل مشکلات اقتصادی، بلکه به دلیل پیدا شدن نسل جدیدی از شرافت

که از پدر به جای شریف بودن، آسایش و رفاه می خواهند. نسل دهه ی هشتاد و از آن معترض تر دهه ی نود.

نقد سریال هیولا

هیولا با امید و آرزو و توقعات زیادی آمد. توقعاتی که هواداران مهران مدیری با تکرار هزارباره احتمال صد‌درصدی موفقیت همکاری دوباره مدیری و قاسم‌خانی ایجاد کرده بودند. چنین شد که در روز نخست توزیع، همه ‌چیز در اختیار مدیری و هیولایش قرار گرفت. پرتکرارترین نام فضای مجازی، به‌خصوص در اینستاگرام؛ در بازار هم شروع موفقی داشت. آمارها هم همه بر این امر گواهی می‌دهند.

گذشته از آمار رسمی- که هنوز ارایه نشده-، دیروز فروشندگان کالاهای فرهنگی از فروش انبوه قسمت اول هیولا حکایت‌ها داشتند. این یعنی که هیولا حداقل در قسمت اول توانست انتظارات را پاسخ گوید و تبدیل شود به مهمترین سریال شبکه نمایش خانگی- که به‌ شکل عجیبی دارد جای تلویزیون کساد امروز را می‌گیرد و تقریبا همه‌روزه چیزی برای ارایه دارد. اما آیا هیولا همان‌گونه که مهران مدیری و هوادارانش وعده داده‌اند، «یک شاهکار است» که دوباره مهران مدیری را به روزهای اوجش خواهد رساند؟ مخالفان فراوان این سریال که آن را کلیشه‌ای، بی‌مزه و کسالت‌بار خواندند، به سوال جواب منفی می‌دهند؟

قسمت اول هیولا خیلی چیزها برای امیدواری داشت. سریالی با استانداردهای بصری بسیار بسیار فراتر از فضای تنبلانه سریال‌سازی‌مان، با بازی‌ها و انتخاب‌ها و ترکیب‌های هوشمندانه بازیگری، فیلمنامه‌ای که- با این‌که هنوز شروع نشده- اما نشان از این دارد که دست روی نقاط ملتهبی گذاشته، شوخی‌هایی متفکرانه و متفاوت از شوخی‌های زیرشلواری و آفتابه‌ای و شکمی و اروتیک کمدی‌های امروز . اما آیا اینها برای موفق‌کردن هیولا کفایت می‌کنند؟

سریال در‌ سال ١٢٩٥ آغاز می‌شود. از یک پاسگاه مرزی. نایب مهدی ‌قلی‌خان را می‌شناسیم که از یک کاروان انگلیسی اسلحه قاچاق کشف می‌کند و رشوه ٥٠٠تومانی را هم رد می‌کند، در سالی‌که ‌ با ١٠٠ تومان می‌شود یک خانه خرید.

داستان به سالی پرتاب می‌شود که در آن‌سال با ١٠٠تومان می‌شود دوکیلو گوشت خرید. یک شوخی خیلی ظریف. قرار است ببینیم خانواده شرافت چگونه شرافت شدند. می‌بینیم که شاه قاجار، مهدی‌ قلی‌خان را به کنیه شرافت ملقب می‌کند. خانواده‌ای که شرافت پیشه می‌کنند و «دستاوردشان این بوده که خانه‌ باغ ١٠هزارمتری‌شان در پامنار تبدیل شده به یک آپارتمان ١٠٠متری اجاره‌ای در همان پامنار»

قسمت اول هیولا پر است از شوخی با دانسته‌های تماشاگر و کلیشه‌های آثار نمایشی- اغلب- تلویزیونی. در سریال گفته می‌شود که هوشنگ اولین عضو خانواده شرافت است که به دانشگاه وارد شد. این خود شوخی‌های بامزه‌ای می‌سازد، با استفاده هوشمندانه از کلیشه‌های ذهنی مخاطب؛ و همین هم کار را شیرین می‌کند.  در روایت اولین عشق هوشنگ می‌بینیم که او به دختری در دانشگاه برخورد می‌کند و وقتی دارد جزوه‌های پخش‌وپلاشده او را جمع می‌کند، نگاه در نگاه می‌شوند و تمام! این شوخی را دو بار دیگر هم در این قسمت می‌بینیم. یک‌بار در آشنایی این دختر با مردی دیگر و دیگر بار در ماجرای ازدواج هوشنگ با شهره؛ که نشان از این دارد برای این شوخی‌ها فکر شده و قرار نبوده لودگی به‌ نام کمدی به‌ فروش برسد! استفاده از پیش‌زمینه ذهنی مخاطب برای خلق شوخی در قسمت اول چندبار دیگر هم دستمایه خلق صحنه‌هایی بامزه می‌شود.

در فصل مرگ مهدی‌ قلی‌خان -که دلیل بامزه‌ای دارد، کاملا مرتبط با وجه تسمیه نام شرافت- اوج شوخی با استفاده از زمینه ذهنی مخاطب را می‌بینیم. پدر در بستر مرگ از پسرانش چوب می‌خواهد تا نصیحت‌شان کند -همان داستان معروف شکستن یک چوب و نشکستن چند چوب. این ماجرا در قسمت اول چند موقعیت جذاب و بامزه به‌وجود می‌آورد…

و البته دیالوگ «ما چیزی داریم که پولدارها ندارند؛ و اون آرامشه»؛ به‌ شکل مناسبی نشان می‌دهد که یکی از استراتژی‌های اصلی مدیری و قاسم‌خانی برای شوخی‌سازی چیست!

در تیزر هیولا تکیه اصلی بر شوخی‌های سیاسی بود؛ این وعده یک سریال ملتهب را می‌داد با استفاده از ماجراهای داغ روز. قسمت اول هیولا البته این توقع را برآورده می‌کند، با این توضیح که ‌این قسمت بیشتر به معرفی شخصیت‌ها و فضای کار می‌گذرد. اما در همین حد هم می‌توان استفاده مدیری و قاسم‌خانی را از ماجراهای داغ روز حدس زد. در نخستین قسمت با گفته‌های جنجالی وزیربهداشت سابق درباره به‌صرفه‌نبودن هزینه‌های درمانی برای بیمارانی که درنهایت یک یا دو‌ سال زنده خواهند ماند، شوخی شده است که اجرای خوبی هم دارد. یکی دیگر از شوخی‌های فیلم به ماجرای تحصن معلمان مقابل موسسه مالی خاک پای فرهنگیان (خاف) برمی‌گردد که بامزه است.

اگر بخواهیم داستان سریال‌های سابق مهران مدیری را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید مناسب‌ترین جمله‌ای که بتوان گفت این باشد: داستان مردی دانا و باسواد که در جامعه‌ای گیر می‌افتد که او را نمی‌فهمند یا حتی خلاصه‌تر: مردی در اجتماع ابله‌ها! هیولا به‌خصوص در تیزر و البته نخستین قسمتش نشان می‌دهد که باز هم این داستان را شاهد خواهیم بود؛ منتهی این‌بار به این شکل که تقابل شرافت و بی‌شرافتی را شاهد خواهیم بود.

در همین اولین قسمت بارها و بارها دیدیم که اعمال شرافت درنهایت نه‌تنها دستاوردی برای فرد ندارد که او را تنها و منزوی می‌کند و فرجامش هم تبعید و دک‌شدن است.

پیش‌تر شخصیت اصلی کارهای مدیری و به ‌عبارت بهتر آن آدم نرمالی که در جامعه احمق‌ها اسیر می‌شد، بر عهده سیامک انصاری بود. این‌بار اما از او خبری نیست و این نقش را فرهاد اصلانی ایفا کرده است. بازیگری که در کارنامه‌اش نه‌ تنها همکاری با مدیری وجود ندارد که حتی در سینمای کمدی هم حضور چندان پررنگی نداشته است. این البته می‌تواند نقطه قوتی برای فرهاد اصلانی نیز باشد. فراموش نکرده‌ایم که یکی از رازهای جذابیت حضور سیامک انصاری جدیت او در ایفای نقش‌هایش بود که سردرگمی و سرگردانی او را در جامعه ابله‌ها جلوه عینی می‌بخشید. حالا براساس آن‌چه از قسمت اول دیده‌ایم چنین به ‌نظر می‌رسد که فرهاد اصلانی نیز این بازی را تکرار کرده است…

فارغ از تمام این مسایل؛ نباید نادیده بماند این نکته که داستان هیولا هنوز شروع نشده است و فعلا فقط با شخصیت‌های اصلی سریال آشنا شده‌ایم. درواقع در قسمت اول تنها چیزی که مدیری ارایه کرد، معرفی خانواده شرافت بود و البته این موضوع که مثل همیشه روایت تقابل دانایی و جهل و البته این‌بار شرافت و بی‌شرافتی را شاهد خواهیم بود. در اوایل این قسمت دختر کوچک خانواده به پدر می‌گوید که پدربزرگ‌هاشان در رد کردن رشوه‌هایی که می‌توانست زندگی‌شان را زیرورو کند، اشتباه کرده‌اند و درواقع به خانواده ضربه زده‌اند.

ظاهرا داستان قسمت‌های بعدی پیرامون این مضمون خواهد بود. با ورود هیولایی به ‌نام مهران مدیری که می‌تواند سریال را هزاران برابر جذاب‌تر کند…

قسمت اول سریال هیولا

خلاصه قسمت اول

قسمت اول هیولا پر است از شوخی با دانسته‌های تماشاگر و کلیشه‌های آثار نمایشی- اغلب- تلویزیونی.

در سریال گفته می‌شود که هوشنگ اولین عضو خانواده شرافت است که به دانشگاه وارد شد.

این خود شوخی‌های بامزه‌ای می‌سازد، با استفاده هوشمندانه از کلیشه‌های ذهنی مخاطب؛

و همین هم کار را شیرین می‌کند.

در روایت اولین عشق هوشنگ می‌بینیم که او به دختری در دانشگاه برخورد می‌کند

و وقتی دارد جزوه‌های پخش‌وپلاشده او را جمع می‌کند، نگاه در نگاه می‌شوند و تمام!

این شوخی را دو بار دیگر هم در این قسمت می‌بینیم.

یک‌بار در آشنایی این دختر با مردی دیگر و دیگر بار در ماجرای ازدواج هوشنگ با شهره؛

که نشان از این دارد برای این شوخی‌ها فکر شده و قرار نبوده لودگی به‌ نام کمدی به‌ فروش برسد!

استفاده از پیش‌زمینه ذهنی مخاطب برای خلق شوخی در قسمت اول چندبار دیگر هم دستمایه خلق صحنه‌هایی بامزه می‌شود.

در فصل مرگ مهدی‌ قلی‌خان -که دلیل بامزه‌ای دارد، کاملا مرتبط با وجه تسمیه نام شرافت- اوج شوخی با استفاده از زمینه ذهنی مخاطب را می‌بینیم.

پدر در بستر مرگ از پسرانش چوب می‌خواهد تا نصیحت‌شان کند -همان داستان معروف شکستن یک چوب و نشکستن چند چوب.

این ماجرا در قسمت اول چند موقعیت جذاب و بامزه به‌وجود می‌آورد…

و البته دیالوگ «ما چیزی داریم که پولدارها ندارند؛ و اون آرامشه»؛

به‌ شکل مناسبی نشان می‌دهد که یکی از استراتژی‌های اصلی مدیری و قاسم‌خانی برای شوخی‌سازی چیست!

 

دانلود قسمت دوم سریال هیولا

 

خلاصه قسمت دوم

سبک کاری مهران مدیری در سریال هیولا را میتوان همان سبک آشنای وی در سریال مرد دو هزار چهره دانست.

البته در این سریال مدیری بصورت جدی تری به ایجاد طنزی اجتماعی و تاثیر گذار پرداخته است.

در قسمت دوم سریال هیولا که این روز ها از شبکه نمایش خانگی منتشر می شود. آقای شرافت که موقع پرداخت هزینه دارو به داروفروش

متوجه می شود پول هایی که از هوشمند گرفته است تقلبی است ، به خانه می رود و ماجرا را با همسر و مادرش در میان می گذارد. در همین حین مادرش میخواهد گوشواره هایش را بیرون بیاورد تا هوشنگ بفروشد و بتواند قرص بخرد که او مانع می شودو به بازار رفته و سعی میکند پول های تقلبی را خرج کند.

پس از اینکه هوشنگ توانست پول ها را نقد کند نزد پسرک دارو فروش رفته و دارو می خرد ولی مدام وجدانش او را به دلیل چنین کاری آزار می دهد.

روز بعد ، پس از اتمام کلاس آقای شرافت دانش آموزش هوشمند را نگه می دارد و به او در مورد تقلبی بودن پول ها می گوید

و هوشمند نیز پس از شنیدن این مورد عذرخواهی میکند و نزد پدرش می رود و ماجرا را بازگو می کند وقتی آقای شرافت میخواهد مدرسه را ترک کند

در جلوی مدرسه ، هوشمند او را صدا می زند و میگوید پدرش با آقای شرافت کار دارد.

پس از آنکه آقای شرافت و پدر هوشمند با هم در مورد پول های تقلبی حرف میزنند پدر هوشمند که می فهمد هوشمند از پاکت پول آقای معلم پنجاه هزار تومان دزدیده است

از او میخواهد به خانه برود و آقای معلم را با خود به رستوران می برد و نهار دعوت می کند

و پس از آن پاکتی با موجودی یک میلیون و دویست هزار تومان به او می دهد

و میخواهد بیشتر هوای هوشمند را داشته باشد اما شرافت از ان رفتار ناراحت شده و میخواهد رستوران را ترک کند

که پدر هوشمند می گوید باقی پول را میخواهد تا کلاس خصوصی برای هوشمند برگزار کند.

پس از دریافت این پول توسط هوشنگ وی به مکان هایی که چک پول را در آن خرج کرده بود می رود و سعی میکند پول های تقلبی را گرفته و پول اصل بجای آن بدهد تا مدیون آنها نباشد و برای دخترش نیز یک دوچرخه می خرد و به خانه می رود

اما پس از دقایقی ، دخترش ناراحت شده و می گوید اگر پدربزرگش آن رشوه ها را قبول می کرد الان منزلشان حیاط داشت تا بتواند دوچرخه سواری کند  ناراحت به اتاقش می رود. روز بعد نیز آقای شرافت یک ربع زودتر به خانه هوشمند می رود تا زودتر درس را شروع کند اما با پیشنهاد استخر رفتن و … از سوی پدر هوشمند مواجه می شود و آن را رد می کند و برای برگزاری کلاس به اتاق هوشمند می رود اما ناباورانه با دانش آموزی بدون کوچکترین آموخته مواجه می شود ولی وقتی فرمول الکل میوه یا همان اتیلن را می نویسد با تعجب جواب سریع و دقیق هوشمند را میبیند.

روز بعد نیز آقای شرافت و همکارانش در مقابل وزارتخانه به تحصن می نشینند که ناگهان خبرنگاری برای شبکه های اجتماعی کلیپی را آماده می کند و همکار آقای شرافت در حال اعتراض و حرف زدن و شکایت دارد که ناگهان خاک روی چشم آقای شرافت میریزد و اشک از چشمانش جاری می شود و همه فکر می کنند او در حال گریه است اما متاسفانه خانواده شرافت در منزل در حال مشاهده این کلیپ هستند.

پس از آن نیز مسئولین موسسه قرض الحسنه خاک پای فرهنگیان می آیند و میگویند قرار است اصل پول مردم را اقساطی به آنها بدهند ولی سود آن را نخواهند داد و همینطور سود های ۳۴ درصدی لیزینگ خودرو را نیز دریافت میکنند و فقط سود این سپرده ها را نخواهند داد که این باعث ناراحتی و اعتراض بیشتر فرهنگیان می شود.

 

دانلود قسمت سوم سریال هیولا

خلاصه قسمت سوم

در ابتدای این قسمت در حالی که همسر آقای شرافت در حال رنگ کردن مو های اوست ، از مشکلات خانه گله و گلایه می کند.

پس از آن شرافت به خانه ی هوشمند می رود تا به او شیمی تدریس کند و پس از پایان این مکالمه پدر هوشمند آمده و از پسرش می خواهد  آنها را تنها بگذارد و به آقای شرافت پیشنهاد پاداش ده میلیون تومانی در صورت قبولی هوشمند در امتحان شیمی می دهد که از این صحبت آقای شرافت به شدت ناراحت شده و خانه را ترک میکند

اما سرانجام در سر کوچه چمچاره ، صاحب خانه آنها به او می گوید که باید ده میلیون دیگر روی پول رهن بگذارد تا بتواند باز هم در آن خانه زندگی کند. همین باعث می شود روز بعد با پدر هوشمند در جلوی مدرسه حرف بزند و صحبت های شب قبلش را پس گرفته و پس از پایان کلاس نیز پاسخ سوالات را به اجبار و برای سعی در قبولی هوشمند به او می دهد.

اما متاسفانه علی رقم همه این کمک ها در امتحان هوشمند دو گرفته و نمیتواند تشخیص دهد کدام پاسخ مربوط به کدام سوال است.

به همین دلیل آقای شرافت تصمیم میگیرد او را مردود کند و خود پس از رسیدن به خانه به همسر و فرزندانش می گوید وسایل را جمع کنند و برای اسباب کشی آماده شوند اما با ناراحتی مادر و همسرش مواجه می شود و در همین لحظه پدر هوشمند زنگ زده و پیگیر اوضاع می شود که هوشنگ در عین ناراحتی قبول کرده و می گوید او نمره گرفته است.

روز بعد وقتی در حیاط خانه ی هوشمند با پدر او حرف میزند و ماشین های یک شکل و یک رنگ آنها را که برای جلوگیری

از اینکه مردم متوجه ثروت او شوند میبیند تعجب می کند و پدر هوشمند به او تاکید میکند او زندگی چراغ خاموش را بهتر می پسندد.

همچنین چک ده میلیون تومانی ای را که به او قول داده بود را نیز به او می دهد .

شرافت که به شدت عذاب  وجدان دارد در خیابان رفته و سعی دارد به بقیه کمک کند و همچنین چندین گربه ولگرد را غذا می دهد و به عبادت رفته و توبه میکند.

روز بعد نیز وقتی برای اعتراض به دزدیده شدن پول هایشان پیش جمعیت میرود متوجه می شود که صندوق شخصی را به عنوان نماینده خواسته تا با او مذاکره کند و فرهنگیان نیز او را انتخاب کرده اند. وقتی برای مذاکره با این گروه به صندوق می رود در عین ناباوری می فهمد پدر هوشمند نیز جز اعضای هیات مدیره این موسسه اعتباری است. پدر هوشمند نیز پس از معرفی اعضای هیات مدیره به شرافت پیشنهاد رشوه می دهد تا فرهنگیان را گول زده و خودش بتواند پولش را بگیرد.

اما شرافت با عصبانیت جلسه را ترک میکند و سایر همکاران هیات مدیره با عصبانیت از پدر هوشمند می پرسند.

که چرا چنین خطایی کرد و بدون محک زدن به او پیشنهاد رشوه داد که پدر هوشمند می گوید این مشکل را حل خواهد کرد.

 

دانلود قسمت چهارم سریال هیولا

خلاصه قسمت چهارم

در قسمت چهارم سریال هیولا میبینیم که شرافت در حال تعریف کردن داستان پیشنهاد رشوه از سوی مسئولین صندوق برای خانواده اش است

که مطلع می شود باید شب نشینی به خانه ی چمچاره یا همان آقای مهرافزون صاحب خانه شان بروند.

ابتدا با ناراحتی این پیشنهاد را رد می کند چرا که به دلیل خیانت پدربزرگ آقای چمچاره که نوکر خانه مهدی قلی خان

جد آقای شرافت بوده است هنوز هم او را از این خانواده دلچرکین دارد.

اما در نهایت به دلیل عصبانیت مادرش مجبور می شود این پیشنهاد را بپذیرد.

شب در خانه ی آقای چمچاره هنگام صرف شام چمچاره و همسرش در حال فخر فروشی و … هستند

و پس از آن نیز وقتی دور هم جمع شده اند این موارد تکرار می شود که در نهایت دختر آقای شرافت

و مادرش دروغ های خانواده چمچاره را نقش بر آب کرده و آن ها را به سخره می گیرند.

اما دقیقا در همین لحظه چمچاره برای جبران این ناراحتی میخواهد پول رهن را به رخ آقای شرافت بکشد

که چک ده میلیون تومانی او را میخکوب میکند و انتظار این مورد را که نداشت او ناراحت می شود.

روز بعد در مدرسه پدر هوشمند و هوشمند به همراه معاون آموزشی آموزش و پرورش منطقه و مدیر مدرسه نشسته اند وقتی آقای شرافت وارد مدرسه می شود او را به معاون معرفی می کنند. آقای شرافت که در ابتدا فکر میکند هدف آنها این است که به دلیل رشوه دریافتی از پدر هوشمند او را شماتت کنند ابتدا همه چیز را انکار میکند

اما در نهایت و در کمال ناباوری متوجه میشود به دلیل رشد نمرات هوشمند !!!

معاون آموزشی منطقه برای تقدیر از او و همکارانش به آن مدرسه آمده است.

شب بعد چمچاره و همسرش برای شب نشینی به خانه ی شرافت می روند که در مسیر گدا جلو آنها را میگیرد و ابتدا مسائلی را مطرح میکند

که ناراحتی آقای مهرافزون را در پی دارد و میخواهد ادامه دهد که مهرافزون به او اشاره می کند

که در صورت ادامه ندادن پاداش میگیرد و گدا نیز به تعریف و تمجید از خانواده چمچاره و خاندانش می پردازد و پس از اینکه خانواده مهرافزون رد می شوند از او بابت حرف هایش پاداش میگیرد.

در خانه آقای شرافت نیز همه در حال فخر فروشی به هم هستند ، خانواده مهرافزون به دلیل سفر های خارجه و …

و خانواده شرافت به دلیل پیشینه و شرافتشان که در نهایت صحبت می شود که پول رهن از کجا آمد

که آقای شرافت می گوید من بخشی از پس اندازم را در صندوق نگذاشته بودم و بخشی از آن در بانکی دیگر بوده

که چمچاره پیشنهاد می دهد بیاید و با باقی پولش برای خود یک پراید بخرد

و میتواند پرایدی را که در مغازه دارد را بصورت قسطی به او بدهد اما با مخالفت او مواجه می شود

ولی به دلیل اصرار مادر و همسرش مجبور می شود این پیشنهاد را پذیرفته

و روز بعد نیز برای قبول پیشنهاد رشوه پدر هوشمند به خانه او برود.

روز بعد نیز پس از رد و بدل شدن حرف هایی ، پول را از پدر هوشمند گرفته

و برای خرید اتومبیل از آقای چمچاره اقدام می کند اما پرایدی فرسوده و خراب را با قیمتی بالا میخرد.

در خانه نیز خانواده اش که از خرید او بسیار خوشحال شده اند ،از او میخواهند آخر هفته آنها را به شمال ببرد و آقای شرافت نیز این پیشنهاد را میپذیرد.

پس از راه افتادن به سمت شمال ، بدلیل ترافیک مدت زیادی را در ترافیک می مانند

و در نهایت به دلیل ترافیک زیاد تصمیم میگیرند با خستگی بسیار به خانه باز گردند.

 

 

دانلود قسمت پنجم سریال هیولا

قسمت پنجم

در قسمت پنجم شاهد ابعاد گسترده‌ای از فعالیت‌های غیراخلاقی که مدیران مؤسسه مالی و اعتباری خاف آن را رهبری می‌کنند هستیم. به درستی می‌بینیم که یک هیولا حتی به اموال یتیمان و افراد نیازمند پوشش‌های امدادی نیز رحم نمی‌کند و تیم دزدان سریال هیولا از هر ابزاری برای دور زدن تحریم‌ها و کلاه‌گذاشتن بر سر مردم استفاده می‌کنند. همچنین به موضوعاتی همچون ژن خوب، بی‌لیاقتی برخی از مسئولان به این خاطر که توسط پدرانشان در پست‌های مختلف قرار گرفته‌اند نیز هستیم که نکات تازه یا جذابی برای این سریال که رویکردی اجتماعی دارد به شمار نمی‌رود.

این قسمت هم مانند قسمت قبلی قدم خاصی برای پیشبرد کلی داستان بر نمی‌دارد و تنها در آنچه در آینده خواهیم دید، شاهد تعامل بیشتر هوشنگ شرافت با هیئت مدیره مؤسسه خاف هستیم، اشخاصی که شخصیت اصلی شاید در ابتدای سریال در مقابل آن‌ها قرار می‌گرفت، اما امروز تبدیل به دوستانی برای آن‌ها شده است و قصد دارد با ساخت چند تبلیغ تلویزیونی در ازای دریافت مقداری پول با مافیای کنکور هم‌سفره شود. امیدوارم هرچه زودتر هیولا به آن نقطه اوج و پختگی که انتظار داریم برسد، یعنی جایی که شخصیت‌هایی قابل لمس دارد، تنها مشکلات اجتماعی را به تصویر نمی‌کشد؛ بلکه در بستر داستان و اتفاقات آن به واکاوی موضوع می‌پردازد و موقیت‌های خنده‌دار نیز در این سریال بیش از این خواهند شد، چون بدون این موارد هیولا در حد یک مجموعه تقریبا کمدی که برخی موضوعات اجتماعی را از زبان کارگردانش به مخاطب رائه می‌کند فراتر نمی‌رود.

 

 

دانلود قسمت ششم سریال هیولا

خلاصه قسمت ششم

سکانس افتتاحیه قسمت ششم با وجود اینکه با بازی خوب فرهاد اصلانی همراه شده بود و حرف‌ها و اتفاقات جالبی را در این بخش شاهد هستیم، اما به نظرم کمی دیر در سریال آورده شده است؛ زیرا نهایتا در قسمت چهارم باید شاهد چنین رفتاری از هوشنگ شرافت می‌بودیم و حالا در تقریبا نیمه راه جای این رفتارها نیست، مگر اینکه تیم سازنده قصد داشته باشند تا انتها با همین روند حرکت کنند و برخلاف آنچه سریال ادعا می‌کند خیلی عمیق و مهم نشوند.

در ادامه قسمت ششم بازهم سری به هیئت مدیره‌های تکراری با ترکیب‌های عجیب می‌زنیم که چیز جدیدی نیست و از قسمت دوم به بعد تقریبا چنین سکانس‌هایی را شاهد بوده‌ایم و سپس می‌رسیم به بخش میهمانی که بدنه اصلی این قسمت را تشکیل می‌دهد. در این بخش هم چه می‌بینیم؟ تاکید مدیری بر زندگی پرزرق و برق طبقه اختلاس‌گر و پودار جامعه، تاثیرات فضای مجازی بر زندگی و تفاوت غذا خوردن و آرایشگاه رفتن ما آدم‌های معمولی با آدم پولدارها را شاهد هستیم که حقیقا حرف خاصی ندارند و چیز خاصی برای نوشتن در مورد آن‌ها ندارم.

در جمع‌بندی بررسی قسمت ششم واقعا نمی‌دانم باید همچنان از امیدواری برای بهبود رویه کلی سریال حرف بزنم یا براساس آنچه که دیدم از هیولا قطع امید کنیم! ناامیدی از این جهت که سریال مدیری قصد دارد یک سری حرف‌ها و پیام‌های اجتماعی را به زبان بیاورد، اما لکنت عجیبی دارد و همین باعث می‌شود کار تاحد قابل‌توجه‌ای تکراری و خسته‌کننده به نظر برسد. به‌طور کلی اگر تا امروز هیولا را دیده‌اید به نظرم یک یا دو قسمت دیگر هم به این مجموعه فرصت بدهید و بعد از آن در مورد ادامه دادن به تماشای سریال تصمیم بگیرید، شاید فرجی شد!

 

 

دانلود قسمت هفتم سریال هیولا

 

خلاصه قسمت هفتم

ین قسمت شاید تلنگر خوبی برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی بود که به هر دری میزنند تا فرزندشان را مجبور به تحصیل در رشته تجربی و دکتر شدن بکنند. مافیای کنکور طی سال‌های اخیر با افزایش فشار روانی بر دانش‌آموزان و ابداع روش‌های عجیب ولی بسیار کارآمد برای فریب دادن خانواده‌ها و بالا کشیدن پول بی‌زبان آن‌ها توانسته‌اند به خوبی به اهدافشان برسند و به قولی راه صد ساله را یک شبه طی کنند. در این بین کلی استعداد، عمر و پول تلف می‌شود که قطعا برای آن‌ها مهم نیست، اما شاید بد نباشد خانواده‌ها کمی به خواسته‌های فرزندانشان بهای بیشتری بدهند، مثل پسری که در این قسمت می‌گوید دوست دارد خواننده شود، اما چند ثانیه بعد مجبور است بگوید، «می‌خوام دکتر بشم»!

اتاق‌های آبی، سبز و قرمز هم تمثیلی از سختگیری بی‌جهت برخی معلمان و موسسات بر دانش‌آموزان کنکوری بیچاره بود که جالب از آب درآمده بودند، اما متاسفانه هیولا خیلی تکراری است و مدام خود را تکرار می‌کند! قسمت‌های قبل به چندین اتاق مختلف و هیئت مدیره تکراری سر زدیم، حالا نوبت به بخش‌های مکاشف رسیده است! کلا سریال هیولا قصد ندارد فضاهایی جدید و تازه را برای مخاطب خلق کند، بلکه در همان سه قسمت نخست یکسری شخصیت و موقعیت خلق کرد، و حالا همچون ترکیب هیئت مدیره‌ها در قسمت ششم، مدام با یکسری دیالوگ تکراری در یک فرمت یکسان سعی در خندان مخاطب دارند که اغلب ناکام می‌مانند.

در بخش پایانی قسمت هفتم هم باری دیگر یکی از آن سکانس‌های عجیب در پروسه ساخت یک هیولا از شخصیت فرهاد اصلانی در سریال را شاهد بودیم، آقای شرافت دوباره بغض می‌کند، مثل یک کودک فریب می‌خورد و تن به تبلیغات مؤسسه مکاشف می‌دهد. امیدوارم با اینکه وارد نیمه دوم سریال می‌شویم تکلیف شخصیت‌ها با خودشان مشخص شود و این مقدمه طولانی و ملال‌آور برای اینکه بفهمیم همه دزدان و اختلاص‌گران و هیولاهای اجتماع از ابتدا چنین نبوده‌اند خاتمه پیدا کند.

در آنچه در قسمت آینده خواهیم دید اتفاقات جذابی را شاهد بودیم. به نظر می‌رسد مدیری و تیم همراهش قصد دارند کمی هوشنگ شرافت را به بازی بگیرند و با سوء استفاده از او به اهدافشان نزدیک‌تر شوند. از سویی دیگر گوهر خیراندیش با پیرمردی که در میهمانی قسمت ششم دیدیم، دیدار خواهد کرد و امیدوارم این ملاقات به خلق چند موقعیت خنده‌دار جدید در فضای تکراری سریال منجر شود.

 

 

دانلود قسمت هشتم سریال هیولا

 

خلاصه قسمت هشتم

یکی از قسمت‌های جالب این قسمت مربوط‌به غذا خوردن مدیری و همسرش، به همراه هوشنگ و هاله بود. بخش دستشویی رفتن شخصیت‌ها خیلی جالب تفاوت سبک زندگی و خواستگاه اجتماعی دو خانواده را به تصویر کشید. یکی خیلی راحت غذا سفارش می‌دهد و در آن رستوران گران‌قیمت با امکانات رفاهی مطلوب کاملا احساس راحتی می‌کند، و دیگری حتی بلد نیست چگونه از امکانات اولیه آن‌جا استفاده کند! که تیم سازنده همین موضوع را در بخش بعدی یعنی ویژگی‌های ماشین کامروا و عدم آشنایی خانواده شرافت با آن‌ها ادامه می‌دهند.

بعد از این بخش می‌رسیم به کلاشی و کلاهبرداری‌های برخی موسسات کنکوری که به هر روشی متوسل می‌شوند تا جیب دانش‌آموزان را خالی کنند، از استخدام خانوم‌های خوش سیما و خوش صدا برای فروش بیشتر گرفته، تا تکه‌تکه کردن کتاب‌های کمک آموزشی برای پیچیده نشان دادن مباحث کنکوری و ایجاد این احساس نیاز در داوطلب که باید تمامی آن کتاب‌ها را تهیه کند.

بالاخره در قسمت هشتم سکانسی را دیدیم که چند قسمت قبل انتظار آن را می‌کشیدم. فرهاد اصلانی نزد معلمان عصیان‌زده با عصبانیت از دفاع از حقوق آن‌ها سخن می‌گوید و وقتی به داخل مؤسسه می‌رود، شروع می‌کند به سلام و احوال پرسی با هیئت مدیره، اما این‌بار خبری از عذاب وجدان نیست! و میخ نهایی بر طابوت شرف معلم سابقا شریف سریال هیولا با پذیرفتن پیشنهاد مدیریت آن شرکت مثلا حامی محیط زیست زده می‌شود.

هوشنگ در این قسمت آن احساس گناه سابق را ندارد و با علم بر اینکه کارش ممکن است با شرافت خانوادگیشان در تضاد باشد، اما به خاطر پول دست به هر کاری می‌زند و او هم مانند والتر وایت دوست‌داشتنی بالاخره شروع می‌کند به غرق شدن در فساد و پول، اما این کجا و آن کجا! همچنین هیئت مدیره خاف همان‌طور که در انتهای بررسی قسمت قبل پیش‌بینی کردیم با قربانی کردن هوشنگ باری دیگر در سایه به فعالیت‌های نامشروع خود ادامه می‌دهند.

در آنچه در قسمت آینده خواهیم دید هم شاهد بودیم که به واسطه پست مدیرتی، آقای شرافت کمی تحت تاثیر قرار گرفته و احتمالا با خرید چند وسیله جدید قرار است حسابی تعجب مهرافزون را برانگیزد! همچنین او بیشتر در منجلاب سمت جدیدش گرفتار می‌شود و از سویی دیگر در قسمت نهم هم نظاره‌گر آن جمع‌های زنانه با نماهای بسته که کلی دیالوگ تکراری در آن رد و بدل می‌شود خواهیم بود.

 

 

 

دانلود قسمت نهم سریال هیولا

 

 

 

قسمت دهم سریال هیولا

 

داتلود قسمت دهم سریال هیولا

 

 

 

دانلود قسمت یازدهم سریال هیولا
دانلود قسمت یازدهم سریال هیولای مدیری

 

 

دانلود قسمت دوازدهم سریال هیولا
دانلود قسمت دوازدهم سریال هیولا

 

 

دانلود رایگان سریال هیولا
دانلود سریال هیولا

 

 

 

دانلود رایگان قسمت 14 سریال هیولا
دانلود قسمت ۱۴ سریال هیولا

 

 

دانلود و خرید قسمت پانزدهم سریال هیولا
قسمت ۱۵ سریال هیولا

 

دانلود قسمت 16 سریال هیولا
دانلود قسمت ۱۶ سریال هیولا

 

 

دانلود قسمت هفدهم سریال هیولا
دانلود قسمت هفدهم سریال هیولا

 

 

 

برچسب ها

‫8 نظرها

  1. مهران مدیری همیشه در کار سریال موفق بوده ، این سریال رو هم من چند قسمتیش رو دیدم خیلی باحال بود .
    مدیری کسیه که توی تلویزیونم ترکوند و این سریال هم مثل همه سریال های دیگش خیلی عالیه و به همه پیشنهاد میکنم این سریال رو.

  2. سریال هیولا رو تا قسمت ۸ دیدم واقعا تا اینجا عالیه و موضوع فوق العاده ای داره که این خصلت آقای مدیری هست که همیشه موضوعات مختلف رو با زبون طنز نشون میده واقعا خیلی خوووووووووبه پیشنهاد میکنم هر کی این سریال ندیده حتما حتما ببینه

  3. واي ك چقد عاليه سريال هيولا ،من هميشه ميخرم و از ديدنش لذت ميبرم .كاراي مهران مديري حرف نداره،،عاليهههههههه😬

  4. سریال هیولا وا قعا میشه گفت یه طنز سیاسیه عاااااااااااالیه مثل بقیه کارای آقای مدیری که در قالب طنز همیشه مشکلات کشور رو به نمایش میزارن من این سریال رو دیدم خیلی خوب به همه پیشنهاد میکنم ببین این سریالو

  5. واقعا که عالیه خدا کنه ۱۰ فصل بسازن ازش یه ریتم سریع و خوب داره و موضوع پله به پله به مخاطب القا میشه واقعا وقتی پای تمشا سریال هیولا میشینم اصلا احساس خستگی نمیکنم و اصلا حوصلم سر نمیره واقعا عالیه هر چی بگم کم گفتم پیشنهاد میکنم سریال هیولا رو نگاه کنید پشیمون نمیشید

  6. سلام آقای مدیری با اینکه همیشه داره طنز سیاسی میسازه ولی هیچ وقت تکراری نشده و من این موفقیت و تکراری نشدن رو مورد بررسی قرار دادن موضوعات جدید در قالب های جدید و جوان پسندانه تر هست و اینکه انتخاب بازیگر تیم آقای مدیری همیشه فوق العاده و تاثیر گذار بوده واقعا که هم سریال هیولا و سریال های دیگه ای که ساخته آقای مدیری هستن مثل ویلای من ، عطسه و بخصوص قهوه تلخ همگی رو میشه از بهترین سریال های طنز البته طنز سیاسی دونست برای آقای مدیری آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همیشه با فیلم ها و سریال های خوبشون بدرخشن و همچنان مخاطبان رو راضی نگه دارند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن